درباره نویسنده
ترنم منتظر
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی امیدوارم منم بتونم یکی از منتظران حضرتش باشم و محتاج دعای خیر شما عزیزان... (لطفا اسپیکر خود را روشن کنید)
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • ترنم منتظر
صفحات اختصاصی
  • چرا نمی آیی؟...
  • فقط شهادت!
  • شهادت امام رضا را به دوستداران حضرتش تسلیت عرض میکنم
  • خلیفه الله فی الارض
  • برزخ و اعمال انسان
  • ای وای بر عشق
  • در راه عزیزیست...
  • چه انتظار عجیبی!؟
  • داد خواهی از مظلوم
  • تشکر!
  • پیام مقام معظم رهبری به آقای اسماعیل هنیه
  • شب مرد تنها!
  • عبرت!
  • مسند قضاوت
  • خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری!
  • بر خاک بخواب...
  • نگاهت میکردم و میمردم!
  • یاد باد آن روزگاران یاد باد!
  • وامانماز...
  • و اما غزه!!!الحسین من هو؟؟؟
  • آقا بیا...
  • اینجا عشق هم تنهاست...
  • قافله عشق
  • یه دنیا دلم گرفته...
  • این مثنوی حدیث پریشانی من است...
  • بیا وقتی برای عشق هورا میکشد احساس...
مطالب اخیر
  • تصاویری از گل های زیبای نیلوفر
  • امروز!
  • مشق دلواپسی
  • غریبانه تر
  • اعظم الله اجورنا واجورکم بمصابنا الحسین ع
  • کربلا برای دیدنت چشم انتظارم...
  • عبادت خالص
  • لبیک
  • خدا بهتر میدونه...
  • گلایه
  • دوست خوب کیه؟
  • انت المالک
  • یا رب!
  • آقای خوبی ها...
  • یک چکه ماه...
  • بعد یه عمر گدایی میخواد شب جمعمون یادمون بره؟
  • مولا جان...
  • شهادت بانو تسلیت
  • اباصالح یا ابا صالح
  • آسمان
  • اخلاص
  • آقا...
  • مودت
  • تقدیر
  • رشک؟؟؟
  • عید قربان بر همه مبارک
  • یادش بخیر
  • نامه ی خدا به خلق
  • جان و دل...
  • یا رجب
کلمات کلیدی مطالب
  • اربعین حسینی (۱)
  • شب قدر (۱)
  • امام جواد(ع) (۱)
  • دوست و من وخدا (۱)
  • گناه من و دل آقام (۱)
  • عید غدیر (۱)
  • آقا بیا (۱)
  • شناخت 1 (۱)
  • شناخت 2 (۱)
  • حدیث عید (۱)
  • شناخت3 (۱)
  • محبت و انسان (۱)
  • حسبنا الله (۱)
  • آقای دل و جان (۱)
  • دوست خوب من (۱)
  • دلم هواتو کرده (۱)
  • اخلاص از زبان شهید همت (۱)
  • میلاد امام رضاع (۱)
  • دوستی ها را تصحیح یا تقویت کنیم (۱)
  • توفیق (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
دوستان من
  • باز مانده تنها-سید محمد انجوی
  • رهپویان وصال - شیراز
  • عاشقی با خدا
  • آرزو- عاشقی با خدا
  • پاسخ به سوالات دینی
  • گل نرگس فدای رنگ و بویت
  • نا گفته های یک مرد تنها
  • راوی عشق
  • ابر باران
  • منتظر لرجعتکم
  • بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود
  • طلبه ای از نسل سوم
  • شیعه نیوز
  • مذهب نیوز
  • مرجعیت شیعه
  • آشتی با امام زمان
  • جهانی به وسعت ایران
  • یا زهرا
  • احمد مبلغی
  • دفتر مقام معظم رهبری
  • دفتر اطلاع رسانی رهبرمعظم انقلاب
  • شیعه کیست؟
  • استاد شهید مطهری(ره)
  • موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (ره)
  • دفتر حفظ ونشر آثار آیت الله خامنه ای
  • تبیان
  • پرسمان
  • ارتباط شیعی
  • السلام علیک یا فاطمه الزهرا
  • یک قدم برای اسلام و قدس
  • پارس قرآن
  • غم عشق
  • جوجه طلبه
  • هیئت جوانان امام مهدی(عج)
  • حريم يار
  • نیلوفر
  • مرضیه(زیبایی)
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ساعت فلش براي وبلاگ و سايت

ترنم منتظر
اللهم عجل لولیک الفرج
راه خدا...
نویسنده: ترنم منتظر - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم

الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین

خدای تعالی پیغمبری را فرستاده که ما را پاک کند. یتلوا علیهم ایاته: در

مرتبه ی اول دعوت کردن و درخواست این است که بیایید به این طرف.

و یزکیهم: بعد شروع به تزکیه ی آنها می کند. اینکه حالا ما گفتیم استاد

لازم است ، معنایش این نیست که اسمی من روی شما و اسمی شما

روی من بگذارید و حتما من استاد باشم. برای گرفتن مرحله ی تزکیه ی

نفس دفتر نیاورید، بلکه عمل کنید. کارهایی که می دانید خوب است، بکنید.

 شما تا همین مرحله ی صراط مستقیم که در کتاب سیر الی الله توضیح

داده شده را مستقیم بیایید، بقیه اش را خودتان می روید. اگر خوابتان برده

باشد و در بیابان گم شده باشید و از قافله عقب مانده باشید، چه میکنید؟

 اول راه را پیدا می کنید.در سابق در بیابان ها خیلی گم می شدند. اول

جاده را پیدا می کردند و وقتی جاده را پیدا می کردند، خوشحال بودند که با

 لاخره این راه به یک جایی می رسد. مقصد را هم که بشناسند، تابلوها

قدم به قدم قرار داده شده است.

یتلوا علیهم ایاته: نشانه ها را گذاشته، فلش زده، راهنمایی کرده. افرادی در

 آنجا ایستاده اند. یعنی صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و همینطور ائمه ی

 اطهار (ع) ایستاده اند و می گویند: بیا، راه این است.

و یزکیهم: پیغمبر آنها را تزکیه کرد. چطور؟ آیا معجزه کرد؟ اگر می خواست

 معجزه کند، برای ابی جهل یا ابی لهب یا بعضی نزدیکانی که همیشه

دورش بودند می کرد. چطور تزکیه کرد؟ راه تزکیه را نشان داد. نگفت من

دعایتان می کنم، کمکتان می کنم. بلکه راه را به آنها نشان داد. تزکیه

چیست؟ راهش چیست؟ این است که اول بفهمی چکار داری می کنی،

بیدار باشی و غافل نباشی. کسی که در بیابان خوابش برده، اول او را بیدار

 می کنند. می گوید: من کجا هستم؟ او را در جاده می آورند و می گویند:

 با کمال استقامت در راه حرکت کن و راه را هم به او نشان می دهند،

خودش می رسد.

نظرات ()



کاری کن جاده حق را برویم!
نویسنده: ترنم منتظر - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

کاری کن جاده حق را برویم
گوشه‌هایی از صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام
ترجمه: فاطمه شهیدی

خدایا! تو با یکی دوست باشی، دیگران هرچه مسخره‌اش کنند (اذیتش کنند)، کوچک نمی‏شود. تو به یکی نعمت بدهی، دیگران هیچ هم به‌اش ندهند، فقیر نمی‏شود. تو یکی را ببری توی راه خودت، دیگران هر طرف او را بکشند، راهت را گم نمی‏کند. پس با سربلندی خودت، یک کاری کن تا ما سرمان پیش بنده‏هات، خم نشود و با هدیه‏هایت کاری کن از دیگران چیزی نخواهیم و با راه نشان دادنت، کاری کن جاده حق را برویم.1


صحیفه سجادیه، دعای پنجم.

نظرات ()



نهی از بردن نام مخصوص آقا
نویسنده: ترنم منتظر - پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧

در غیبت نعمانى از ابو خالد کابلى «1» نقل میکند که گفت: بعد از رحلت حضرت امام زین العابدین علیه السّلام خدمت امام محمد باقر علیه السّلام رسیدم و عرضکردم فدایت گردم از اخلاص و انس من نسبت بپدر بزرگوارتان و ترسى که از دشمنان داشتم اطلاع دارید؟ فرمود: بلى، مقصود چیست؟
عرضکردم: پدر بزرگوارتان طورى صاحب الامر را براى من توصیف فرمودند که اگر او را در راهى ببینم دستش را میگیرم؟ امام فرمود: ابو خالد! مقصودت چیست؟
گفتم میخواهم نام او را بفرمائید تا او را بنام بشناسم فرمود: ابو خالد! بخدا قسم از امر عظیمى پرسش نمودى اگر براى دیگرى گفته بودم بتو نیز میگفتم. مطلبى پرسیدى که اگر برخى از اولاد فاطمه علیه السّلام بدانند او را قطعه قطعه میکنند. (3) نیز در آن کتاب از ابو هاشم جعفرى روایت میکند که گفت: شنیده‏ام امام على النقى علیهما السّلام میفرمود: جانشین من فرزندم حسن است ولى چگونه خواهد بود براى شما وضع جانشین او؟!.
گفتم: مگر چه مى‏شود فدایت گردم؟! فرمود: شما او را نمى‏بینید و روا نیست که نام او را ببرید. گفتم پس چگونه او را نام ببریم؟! فرمود: بگوئید حجت آل محمد
                        مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 234
محمد صلوات اللَّه و سلامه علیه.
در کمال الدین و غیبت شیخ و در کفایة الاثر باسناد دیگر این روایت از سعد بن عبد اللَّه اشعرى نیز مذکور است. (1) مؤلف: در روایاتى که قبلا ذکر کردیم تصریح باسم حضرت شده است. شیخ صدوق میفرماید: با این وصف نظر بروایات دیگر جایز نیست، آن حضرت بنام ذکر شود. (2) و هم صدوق در کتاب «توحید» از حضرت عبد العظیم حسنى از امام على النقى علیه السّلام نقل میکند که فرمود: جایز نیست نام امام زمان برده شود تا گاهى کک ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید بعد از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد (3) در کمال الدین از صفوان بن مهران «1» از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت نموده که فرمود: مهدى از فرزندان من و فرزند پنجم امام هفتم است. او از نظرها غائب شود و جایز نیست که او را بنام یاد کنید. (4) در آن کتاب از عبد اللَّه ابن ابى یعفور نیز این حدیث از امام ششم منقول است. هم در آن کتاب است که چون در محضر امام موسى بن جعفر علیهما السّلام از امام زمان سخن بمیان آمد فرمود: ولادت او بر مردم پوشیده میماند و جایز نیست او را بنام یاد کنند. تا موقعى که خداوند او را ظاهر گرداند و بوسیله او زمین را از عدل و داد پر کند از آن پس که پر از ظلم و ستم شده باشد. (5) مؤلف: اخبار یاد شده مخالف صریح قول کسانى است که میگویند: در غیبت‏
                        مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 235
صغرى بردن نام امام زمان جایز نبوده، و باعتماد عللى که خود استنباط کرده‏اند از روى توهم آن را در غیبت کبرى مستبعد میدانند. (1) و نیز در کمال الدین از حضرت عبد العظیم حسنى از امام محمد تقى روایت شده که فرمود: قائم کسى است که میلادش بر مردم پوشیده میماند و خودش غائب مى‏شود و بردن نامش حرام میباشد و خود همنام و هم کنیه رسول خداست. در کفایة- الاثر از ابو عبد اللَّه خزاعى از اسدى نیز این روایت نقل شده است. (2) شیخ صدوق در کمال الدین از پدرش على بن بابویه و استادش ابن ولید قمى از حمیرى «1» روایت نموده که گفت: با احمد بن اسحاق نزد عثمان بن سعید عمرى (نائب خاص امام زمان علیه السّلام) بودیم. من به عثمان بن سعید گفتم: همان طور که خداوند بحضرت ابراهیم (که از خدا خواست چگونگى زنده شدن مردگان را باو بنمایاند) میفرماید: مگر بقدرت من و روز رستاخیز ایمان ندارى و ابراهیم گفت: ایمان دارم ولى میخواهم اطمینان قلبى پیدا کنم «2» من نیز از شما میپرسم، آیا امام زمان را دیده‏اى؟ گفت: آرى دیده‏ام و گردن او نیز مانند اینست- و با دستهاى خود اشاره بگردن خود نمود- گفتم نام مبارکش چیست؟ گفت از پرسش این مطلب بپرهیز زیرا در نزد دشمنان ما مسلم شده که نسل عترت طاهره قطع گردیده است. (3) در کافى از على بن محمد از ابو عبد اللَّه صالحى روایت نموده که بعد از رحلت امام حسن عسکرى علیه السّلام شیعیان از من خواستند (که بتوسط نواب امام زمان) از نام و محل حضرت جویا شوم. من نیز سؤال کردم و این جواب بافتخار من صادر گشت:
 «اگر بگویم نامم چیست، شهرت میدهند، و اگر جایم را نشان دهم مردم را بدان جا راهنمائى میکنند». (4) در کمال الدین از على بن عاصم کوفى نقل میکند که در چند توقیعى که از ناحیه مقدسه امام زمان ارواحنا فداه صادر گشته نوشته بود: هر کس در محفلى مرا بنام یاد
                        مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 236
کند ملعون است ملعون. (1) نیز در کمال الدین از محمد بن همام نقل میکند که گفت از محمد بن عثمان قدس اللَّه روحه شنیدم که میگفت: توقیعى بخط امام زمان صادر شد که: هر کس در محفلى مرا بنام یاد کند لعنت خدا بر او باد. (2) هم در آن کتاب از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: صاحب الامر مردى است که جز شخص کافر او را بنام یاد نمیکند. (3) باز در آن کتاب از ریّان بن صلت روایت میکند که گفت: راجع بولى عصر از حضرت امام رضا علیه السّلام سؤال کردم. فرمود: شخصا دیده نمیشود و نامش را نمى‏برند. (4) و هم در آن کتاب است که: امام محمد باقر (ع) فرمود: عمر بن الخطاب از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام پرسید: نام مهدى چیست؟ فرمود: نامش را نمیگویم.
چه که حبیبم رسول خدا با من پیمان بسته که نام او را بکسى نگویم تا زمانى که خداوند او را برانگیزد. و این از اسرارى است که خداوند نزد پیغمبر ودیعه گذارده بود. در غیبت شیخ نیز این روایت را آورده است‏ .

 

                                                     برگرفته از سایت عصر ظهور

نظرات ()