ترنم منتظر

اللهم عجل لولیک الفرج

غریبانه تر

روی بستر دلتنگی ام خوابیده بودم

کسی به در میکوبید,چشم هایم را گشودم

غریبه یی با چشمهای خیس نمناک ایستاده بود

نامه ای به دستم داد

نامه بوی تو را می داد

بارها نامه را بوییدم و بوسیدم

خواستم بپرسم:

نامه ی تو را از کجا آورده است

کسی نبود...!؟!

نامه ات را گشودم

(گل زیبای من !  

چشمهایم به غم نشسته اند

نگاهم بارانی شده است 

اگر تو نیایی, من میمیرم)

آسمان دلش شکست و بارید

به آغوش بارانی اش پناه بردم...

[ چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ترنم منتظر ] [ نظرات () ]