ترنم منتظر

اللهم عجل لولیک الفرج

نهی از بردن نام مخصوص آقا

در غیبت نعمانى از ابو خالد کابلى «1» نقل میکند که گفت: بعد از رحلت حضرت امام زین العابدین علیه السّلام خدمت امام محمد باقر علیه السّلام رسیدم و عرضکردم فدایت گردم از اخلاص و انس من نسبت بپدر بزرگوارتان و ترسى که از دشمنان داشتم اطلاع دارید؟ فرمود: بلى، مقصود چیست؟
عرضکردم: پدر بزرگوارتان طورى صاحب الامر را براى من توصیف فرمودند که اگر او را در راهى ببینم دستش را میگیرم؟ امام فرمود: ابو خالد! مقصودت چیست؟
گفتم میخواهم نام او را بفرمائید تا او را بنام بشناسم فرمود: ابو خالد! بخدا قسم از امر عظیمى پرسش نمودى اگر براى دیگرى گفته بودم بتو نیز میگفتم. مطلبى پرسیدى که اگر برخى از اولاد فاطمه علیه السّلام بدانند او را قطعه قطعه میکنند. (3) نیز در آن کتاب از ابو هاشم جعفرى روایت میکند که گفت: شنیده‏ام امام على النقى علیهما السّلام میفرمود: جانشین من فرزندم حسن است ولى چگونه خواهد بود براى شما وضع جانشین او؟!.
گفتم: مگر چه مى‏شود فدایت گردم؟! فرمود: شما او را نمى‏بینید و روا نیست که نام او را ببرید. گفتم پس چگونه او را نام ببریم؟! فرمود: بگوئید حجت آل محمد
                        مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 234
محمد صلوات اللَّه و سلامه علیه.
در کمال الدین و غیبت شیخ و در کفایة الاثر باسناد دیگر این روایت از سعد بن عبد اللَّه اشعرى نیز مذکور است. (1) مؤلف: در روایاتى که قبلا ذکر کردیم تصریح باسم حضرت شده است. شیخ صدوق میفرماید: با این وصف نظر بروایات دیگر جایز نیست، آن حضرت بنام ذکر شود. (2) و هم صدوق در کتاب «توحید» از حضرت عبد العظیم حسنى از امام على النقى علیه السّلام نقل میکند که فرمود: جایز نیست نام امام زمان برده شود تا گاهى کک ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید بعد از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد (3) در کمال الدین از صفوان بن مهران «1» از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت نموده که فرمود: مهدى از فرزندان من و فرزند پنجم امام هفتم است. او از نظرها غائب شود و جایز نیست که او را بنام یاد کنید. (4) در آن کتاب از عبد اللَّه ابن ابى یعفور نیز این حدیث از امام ششم منقول است. هم در آن کتاب است که چون در محضر امام موسى بن جعفر علیهما السّلام از امام زمان سخن بمیان آمد فرمود: ولادت او بر مردم پوشیده میماند و جایز نیست او را بنام یاد کنند. تا موقعى که خداوند او را ظاهر گرداند و بوسیله او زمین را از عدل و داد پر کند از آن پس که پر از ظلم و ستم شده باشد. (5) مؤلف: اخبار یاد شده مخالف صریح قول کسانى است که میگویند: در غیبت‏
                        مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 235
صغرى بردن نام امام زمان جایز نبوده، و باعتماد عللى که خود استنباط کرده‏اند از روى توهم آن را در غیبت کبرى مستبعد میدانند. (1) و نیز در کمال الدین از حضرت عبد العظیم حسنى از امام محمد تقى روایت شده که فرمود: قائم کسى است که میلادش بر مردم پوشیده میماند و خودش غائب مى‏شود و بردن نامش حرام میباشد و خود همنام و هم کنیه رسول خداست. در کفایة- الاثر از ابو عبد اللَّه خزاعى از اسدى نیز این روایت نقل شده است. (2) شیخ صدوق در کمال الدین از پدرش على بن بابویه و استادش ابن ولید قمى از حمیرى «1» روایت نموده که گفت: با احمد بن اسحاق نزد عثمان بن سعید عمرى (نائب خاص امام زمان علیه السّلام) بودیم. من به عثمان بن سعید گفتم: همان طور که خداوند بحضرت ابراهیم (که از خدا خواست چگونگى زنده شدن مردگان را باو بنمایاند) میفرماید: مگر بقدرت من و روز رستاخیز ایمان ندارى و ابراهیم گفت: ایمان دارم ولى میخواهم اطمینان قلبى پیدا کنم «2» من نیز از شما میپرسم، آیا امام زمان را دیده‏اى؟ گفت: آرى دیده‏ام و گردن او نیز مانند اینست- و با دستهاى خود اشاره بگردن خود نمود- گفتم نام مبارکش چیست؟ گفت از پرسش این مطلب بپرهیز زیرا در نزد دشمنان ما مسلم شده که نسل عترت طاهره قطع گردیده است. (3) در کافى از على بن محمد از ابو عبد اللَّه صالحى روایت نموده که بعد از رحلت امام حسن عسکرى علیه السّلام شیعیان از من خواستند (که بتوسط نواب امام زمان) از نام و محل حضرت جویا شوم. من نیز سؤال کردم و این جواب بافتخار من صادر گشت:
 «اگر بگویم نامم چیست، شهرت میدهند، و اگر جایم را نشان دهم مردم را بدان جا راهنمائى میکنند». (4) در کمال الدین از على بن عاصم کوفى نقل میکند که در چند توقیعى که از ناحیه مقدسه امام زمان ارواحنا فداه صادر گشته نوشته بود: هر کس در محفلى مرا بنام یاد
                        مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 236
کند ملعون است ملعون. (1) نیز در کمال الدین از محمد بن همام نقل میکند که گفت از محمد بن عثمان قدس اللَّه روحه شنیدم که میگفت: توقیعى بخط امام زمان صادر شد که: هر کس در محفلى مرا بنام یاد کند لعنت خدا بر او باد. (2) هم در آن کتاب از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: صاحب الامر مردى است که جز شخص کافر او را بنام یاد نمیکند. (3) باز در آن کتاب از ریّان بن صلت روایت میکند که گفت: راجع بولى عصر از حضرت امام رضا علیه السّلام سؤال کردم. فرمود: شخصا دیده نمیشود و نامش را نمى‏برند. (4) و هم در آن کتاب است که: امام محمد باقر (ع) فرمود: عمر بن الخطاب از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام پرسید: نام مهدى چیست؟ فرمود: نامش را نمیگویم.
چه که حبیبم رسول خدا با من پیمان بسته که نام او را بکسى نگویم تا زمانى که خداوند او را برانگیزد. و این از اسرارى است که خداوند نزد پیغمبر ودیعه گذارده بود. در غیبت شیخ نیز این روایت را آورده است‏ .

 

                                                     برگرفته از سایت عصر ظهور

[ پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ٥:٥۳ ‎ق.ظ ] [ ترنم منتظر ] [ نظرات () ]