آقای خوبی ها...

ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک

هر که از دیده ی ما رفت ز خاطر ببریم

یا که چون فصل خزان  آمد و گل رفت به خواب

دل به عشق دگری داده زآنجا بپریم

وسعت دیده ی ما خاک قدمهای تو بود

خاک زیر قدمت را به دو دنیا ندهیم...

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
هامونوشت

كم‌تر از آنم كه بخواهم در باره‌ي اين پست نظر بدم! با "انگيزه‌هاي خاموشي" پذيراي چشم‌هاي مهربان شما هستم. [گل]

نیلو

[قلب]خیلی خشکل وشاعرانه بود چیزای متفاوت بنویس مثلا یه چیز خنده دار[قهقهه]